أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

318

قانون ( فارسى )

4 - ريختنىهاى بىمصرف كبد را تحليل مىبرد . 5 - مدفوع را تحريك مىكند كه بيرون رود . 6 - تميز كردن و پاكيزه نگه داشتن روده‌ها ، كار اوست . 7 - ماهيچه‌هاى پيرامونش را - اگر سست شوند - محكم مىكند . در بدن اكثر آدميان شعبهء تنظيفات كيسهء زهره به معده نرسيده است كه رطوبتهاى معده را وسيله مادهء زهره برچيند و شستشو دهد ، چنان كه در روده‌ها همين تنظيفات را به عهده دارد ؛ زيرا معده از اين مادهء شستشودهنده كه از جانب كيسهء زهره آيد به درد مىآيد و حالش بهم مىخورد و به تباهى هضم مبتلا مىشود ، و اين فساد هضم از آن است كه مادهء مذكور با خلط بدجنس - كه با غذا وارد معده شده است - مىآميزد . از جانب رگ جهنده و از طرف پىرگى كه در كبد است ، دو شعبهء بسيار كوچك و نازك به كيسهء زهره رسيده‌اند ، كيسهء زهره مانند كيسهء مثانه يك لايه مىباشد و از انواع ليفهاى سه‌گانه تركيب يافته است . - اگر كيسهء زهره مادهء زهره‌يى را به سوى خود نمىكشيد ، يا مىكشيد اما تنظيفى انجام نمىداد ، چه مىشد ؟ - آسيب و گزند بسيار رخ مىداد ، زيرا : الف - اگر مادهء صفرا بر بالاى كيسهء زهره بند مىآمد كبد را به ورم مبتلا مىكرد و يرقان پديد مىآمد ؛ و امكان داشت كه صفراى بند آمده و حبس شده بگندد و تبهاى بد و وخيم ببار آورد . ب - اگر بند نمىآمد و بيش از حد در اندامان ابزار بول جريان مىيافت ، به قرحه و زخم چركين مىانجاميد . ج - اگر بر اندامان ديگر مىريخت ، سبب باد سرخ و جوش مورچكى مىشد . د - اگر به همهء بدن سرايت مىكرد و جايگير مىشد و هيجانى نداشت ، سبب بيمارى يرقان مىشد . ه - اگر به افراط و بيش از حدّ متوقع مادهء صفرائى از كيسهء زهره به روده‌ها مىريخت ، اسهال مادهء مرارى و پوست‌اندازى روده‌ها رخ مىداد . فصل دوم تشريح طحال طحال ( سپرز ) عبارت از آشغالدانى است كه لاى و دردى و سوختهء خون در آن ريخته مىشود . و اين درد و سوخته ، از مادهء سودائى طبيعى و روىآورهاى غير طبيعى است . سپرز اضافه بر وظيفهء آشغالدانى ، داراى نوعى نيرو است و كارهايى انجام مىدهد كه در نبودنش آسيبهايى رخ مىدهد . سپرز از پايين در برابر قلب قرار دارد و از طرف جانبى در مقابل كبد و كيسهء زهره واقع شده است .